نانسی اجرم در 16 می سال 1983 در الاشرفیه لبنان بدنیا آمد . او یک برادر و یک خواهر دارد و الان با خانواده اش در نیوشلیای لبنان زندگی می کند. او کودکی خارق العاده ای داشت ،در 4 سالگی نشانه هایی از بازیگری در او نمایان شد ،فقط 8 سال داشت که شروع به خواندن آهنگهای لبنانی از مادر بزرگش کرد . موفقیت بزرگش بود TL و LBCدر اجرا ی او همراه با بچه ها در دو تلویزیون مشهور عرب به نامهای. او در سن 12 سالگی در یک برنامه تلویزیونی به نام نجوم المستکبر شرکت کرد. نانسی با خواندن یکی از آهنگهای افسانه ای مصر از ام کلثوم موفق به اخذ مدال طلایی شد . نانسی نزد بهترین معلمهای لبنان شروع به خواندن درسهای موسیقی کرد ، کمتر از 18 سالش بود که به عضویت اتحادیه بازیگران لبنان در آمد . نانسی اولین آلبومش را در سال 1998 و دومین آلبومش را در 2001 با نام (شل او یو نک انی ) ارائه کرد . او با سومین آهنگ خود به نام ( یا سلام ) در سال 2003 معروف شد . او آهنگهای ( یا سلام ، اخسمک آه ، سهر یو نو ) را به صورت ویدئو کلیپ در آورد و باعث معروفیتش در جهان عرب شد و در فستیوال ویدئو کلیپ ها که در سال 2003 در شرم الشیخ برگزار شد به عنوان بهترین خواننده عرب شناخته شد . در سال 2004 آلبوم دیگری به نام ( اه ونوز ) بیرون داد ، او سه ویدئو کلیپ دیگر به نامهای (الان یوناک ، ایشارا ، اه و نوز ) در همان سال ارائه کرد که با موفقیت زیادی همراه بود . نانسی به عنوان سر دسته زنان اپرا برای تبلیغات شرکت بین المللی کوکاکولا انتخاب شد . نانسی اجرم یکی از زیباترین خوانندگان جهان عرب است ، روح زیبا و معصومی دارد البته صدای زیبایی هم دارد که باعث شده او را در بالاترین های موسیقی قرار دهد تا جایی که محبوبیت او به نیمه شرقی شمال آفریقا هم کشیده شده . به عنوان سفیر جوان انتخاب شده است DAMAS GOLD نانسی اجرم اخیرا" از طرف او همچنان کار میکند و سا عات زیادی را در استدیو میگذراند . پشت این پنجره ها منم و بغض دیدنت عمریه می سوزه تنم تو حسرت ندیدنت قد همه پنجره ها دلم می خواد داد بزنم بگم فقط مال منی اسم تو فریاد بزنم رو تنه این پنجره ها اشک غم من می شینه سهم من از بودنه تو چشمای خیس و غمگینه می گذرن این ثانیه ها روزای تکراری میان چشام با گریه باز میگن تنها فقط تو رو می خوان تو غربت پنجره ها می شینم تا لحظه مرگ آسمون از غم چشام می باره بارون و تگرگ تا همیشه همدم من سکوت این پنجره ها ست کاش می دونستی که دلم تنها فقط تو رو می خواست گریه نکن غریبه اینجا منم غریبم از همه دار دنیا غصه شده نصیبم تواین غروب غمگین به سوگ خود نشستم از غم بی کسیهام هزار دفعه شکستم تنهاترین غریبم در غربت غم انگیز فرقی نداره روزام بهارم مثل پاییز نشسته در نگاهم دریایی از اشک و خون از بخت شومم ای وای چشام نداره بارون اسیر سرنوشتم بیزار از این زندگی افسرده و غمینم محکوم به دلمردگی تقدیر من چنین است در غربت شکستن چشم امید بروی تمام دنیا بستن مثل یک شمع در تب یک عشق ناب٬ مثل یک تشنه از اندوه سراب٬ مثل یک کویر در انتظار آب٬ مثل یک خسته در حسرت خواب٬ من در انتظار کلامی از سوی تو٬ اما تو با سکوتی همیشگی....... تا ابراز کنم تمامی نیازم را به تو٬ Y Y Y Y Where do I begin از کجا شروع کنم ؟ To tell the story of how great a love can be برای گفتن داستانی که نهایت بزرگی عشق را نشان میدهد The sweet love story that is older than the sea داستانی شیرین از عشق که عمرش از دریاها نیز بیشتر است The simple truth about the love she brings to me حقیقتی ساده درباره عشقی که او به من هدیه کرد Where do I start از کجا شروع کنم ؟ With her first hello با اولین سلامش She gave a meaning to this empty world of mine معنای جدیدی به جهان پوچ من داد There will never be another love , another time که در آن هیچ تکرار و علاقه دیگری نبود She came into my life and made the living fine او به زندگی من پا گذاشت و آن را شیرین کرد ... She fills my heart... او قلب مرا پر کرد With very special things او قلب مرا با چیزهای خاص پرکرد With angle songs , with wild imaginings با آواز فرشته ها , با تصوراتی حاصل از اشتیاق و علاقه زیاد She fills my soul with so much love و روح مرا با انبوهی از عشق پر کرد That anywhere I go , I am never lonely with her along برای همین هر کجا که بروم تنها نخواهم ماند؟ Who can be lonely با وجود همراهی او چه کسی تنها خواهد ماند؟ I reach for her hand It is always there و هر وقت در جستجوی دستان او باشم او در کنار من است How long does it last چه مدت ممکن است از این عشق گذشته باشد ؟ Can love be measured by the hours in a day ? آیا می توان عشق را اندازه ساعات روز اندازه گرفت ؟ I have no answer now But this much I can say من هم اکنون هیچ جوابی ندارم اما همین قدر می توانم بگویم که... I know I will need her till the stars all burn away می دانم به او احتیاج دارم تا زمانی که ستاره ها می درخشند And she will be there و او آنجاس عشق آدما به هم قصه خنده داریه اولش قشنگه بعدش همه گریه زاریه وقتی عشقا همه از دم مثه هم تموم میشن چرا باز باید شروع کرد آخه این چه کاریه آدما عادت دارن از همدیگه بت بسازن راه صد ساله رو یک ساعته چار نعل بتازن وقتی قدیمی شد بگن دیگه خسته شدن بگن این کهنه شده به اون یکی دل ببازن روز اول آدما میمیرن از دوری هم روز بعد می نالن از بدی و ناجوری هم اگه زیبا خوش به حال لاتای خیابونه اگه آهو که تو چنگ گرگای بیابونه اونیکه دیوونه و خراب چشم و ابروته پات نمیمونه آخه دست روی دست فراوونه یکی پیدا نمیشه تو رو واسه خودت بخواد واسه چشم و ابروته هرکی که دنبالت میاد به خدا دروغ میگه وقتی میگه عاشقته به خدا دروغ میگه که جز تو چیزی نمیخواد عشق يعني, نگاه هايي پر از حرف هاي ناگفته... عشق يعني, تكرار نام زيباي تو در عمق خاموشي لبهايم, عشق يعني, تصور سيماي زيباي تو در پس تاريكي چشمانم. عشق يعني, حس جرم نوراني عشق درميان دستان تو, عشق يعني, جوانه زدن لفظ دوستت دارم در صداي تو. عشق يعني, احساس حضور تنها از روي تنهايي عشق يعني, لبخندي پر رمز و راز سرانجام عشق يعني, خواستن و نرسيدن .
در داستانِ عشق ِ افسون شده ي ما ... Y Y Y Y زندگی زیباست ، عشق رویاست ، محبت تنهاست ، دوستی از همه والاست از آن زمانی که هنر دوستی را فهمیدم فقط تو را می بینم که تکه گاهی از محبت هستیم و من در این میان چون پرندگان آشیان گم کرده در جستوجوی پناهگاه مطمئن تو را یافتم دوری ات را نمی توان تحمل کرد ولی چه توان کرد که رسم روزگار چنین است...! رفتی و چشمای خیسم یادگاری از تو مونده بی وفاییات هنوزم تو رو از دلم نرونده چشم به راه تو میمونم تا که برگردی دوباره می ترسم وقتی که نیستی دل من طاقت نیاره نموندی اما...خاطراتت توی قلب من می مونه هیشکی مثل تو بلد نیست دلمو بسوزونه تا وقتی که زنده هستم چشم به راه تو میمونم تو دیگه رفتی که رفتی اما هر کجا که هستی منو تو دلت نگه دار با چشم های خیس و گریون من میگم خدانگهدار Y Y Y Y دلم تنگ است،به دیدارم بیا هر شب شبم را روز کن در زیر سر پوش سیاهی ها بیا بنگر چه غمگین و غریبانه دلی خوش کرده ام با این پرستو ها و ماهی ها و این نیلوفر آبی و این تالاب مهتابی شب افتاده است و من تنها و تاریکم و در ایوان من دیریست در خوابند پرستوها و ماهی ها و آن نیلوفر آبی بیا ای مهربان با من / بیا ای یار مهتابی من وتو خسته و غریب چه سالها که زیستیم و بارها چه بی شکیب برای هم گریستیم ولی اکنون تو در کنار دگری بنا نهاده ای بهشت خویش و من هنوز غریب جاده های سر نوشت خویش مگر من و تو آن (من و تو)نیستیم؟ آنكس كه مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود كه به شوق من امده باشد رهگذري بود كه روي برگهاي خشك پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان آوازي بود كه من گمان مي كردم ميگويد: دوستت دارم من از قصه زندگي ام نمي ترسم من از بي تو بودن به ياد تو زيستن و تنها از خاطرات گذشته تغذيه کردن مي ترسم. اي بهار زندگي ام اکنون که قلبم مالا مال از غم زندگيست اکنون که پاهايم توان راه رفتن ندارد برگرد باز هم به من ببخش احساس دوست داشتن جاودانه را باز هم آغوش گرمت را به سويم بگشا باز هم شانه هايت را مرحمي برايم قرار بده خوش به حال آسمون كه هر وقت دلش بگيره بي بهونه مي باره ... به كسي توجه نمي كنه ... از كسي خجالت نمي كشه ... مي باره و مي باره و ... اينقدر مي باره تا آبي شه ... آفتابي شه...!!! کاش ... کاش مي شد مثل آسمون بود ... كاش مي شد وقتي دلت گرفت اونقدر بباري تا بالاخره آفتابي شي ... بعدش هم انگار نه انگار كه بارشي بوده ... انگار نه انگار كه غمي بوده ... همه چيز فراموشت بشه كاش مي شد...!!!
يه نفر تو آخرين ثانيه ها از راه رسيد اون با آخرين ستاره، دست مهتابو بوسيد اون ،تو اولين قرارِ عاشقي پيشم نشست اون با چشماي قشنگش غم قصه رو شکست اون همون لحظه رسيد که عاشقي ميخواست بميره اون اومد تا عاشقي رونق بگيره ميدونست لحظه ي ديدار منه ميدونست هنوز ستاره روشنه اون سرِ ساعت عاشقي من، جوونه کرد اون منو عاشق ِ آشيونه کرد اولين قرارِ عشقو تو چشاي اون نشستم آخرين شباي عشقو تو چشاي اون شکستم دل من هنوز نداره اينو باور که قشنگترين بهارم، برسه لحظه ي آخر Y Y Y Y
نظر یادتون نره










او براي اولين بار عاشق شد و من براي هميشه !!
او براي يك بار دوستت دارم گفت و من براي هميشه!!




![]()
| Design By : Night Skin |


